لرستان | نخستین حوزه معارف اسلام ناب کشور افتتاح شد
لرستان علمدار تبیین اندیشه انقلاب
در گفتگو با کورش علیانی مطرح شد؛
کورش علیانی، نویسنده کتاب «متاستاز اسرائیل»، در این گفتوگو به تشریح زوایایی از این حوادث پرداخته و تلاش کرده با نگاهی تحلیلی، ماهیت این تحولات را روشن کند.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، دی ماه ۱۴۰۴ هرچند با اعتراضات به مسائل اقتصادی آغاز شد ولی به مرور این اعتراضات با رفتارهای رادیکال و همراه با خشونت ادامه یافت تا جایی که پنجشنبه ۱۸ ماه نقطه اوج این اتفاق شد؛ فراخوانی که هرچند صدها تن از مردم را به خیابان کشاند ولی با حضور هستههای تروریستی مسلح در میان مردم از مردم معترض بهعنوان پوششی برای شکلگیری جنگ مسلحانه شهری استفاده کرد که بیش از ۳۰۰۰ نفر از هموطنان ما را به کام مرگ کشانده و بزرگترین حادثه تروریستی تاریخ انقلاب اسلامی را رقم زد. در این میان، شناخت دقیق ابعاد این ماجرا و تفکیک خط معترض از تروریست، کلید درک صحیح از وقایع است.
کورش علیانی، نویسنده کتاب «متاستاز اسرائیل»، در این گفتوگو به تشریح زوایای مختلف این حوادث پرداخته و با نگاهی تحلیلی، شناخت مرز میان اعتراض و جنایتهای تروریستی در این تحولات را به تصویر میکشد.
نظرتان درباره اتفاقات و تحولاتی که در روزهای اخیر در کشور رخ داده، چیست چرا هر وقت صحبت از اعتراض به میان میآید، عدهای فوراً بازی را به سمت اغتشاش و آشوب میبرند و موضوع را منحرف میکنند؟
علیانی: من با این عنوان اغتشاش موافق نیستم. اول اعتراض بود که حق معترضان بود، و بعد چیز دیگری بروز کرد. آن اسمی که برخی از رسانهها برای این حوادث پیشنهاد کردند، بسیار دقیق بود؛ این اتفاق بعدی بزرگترین عملیات تروریستی پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب میشود. این وسط یک وضعیت بینابینی به نام اغتشاش نداشتیم. دشمنان در حال پیش بردن کار خودشان هستند و این که از گسلهای اجتماعی برای پیشبرد هدفهای خودشان استفاده کنند امر تازهای نیست، چرا که ماموریت وجودی آنها دشمنی با ماست. اما ما نیز باید به چشم یک منتقد به خود بنگریم و عملکرد خود را اصلاح کنیم. آنچه که مجلس شورای اسلامی درباره حق اعتراض و ایجاد بستر لازم برای اعتراض مسالمتآمیز اخیراً کلیات آن را تصویب کرد و قرار شد در جلسات هفته آینده جزئیاتش را بیشتر بررسی و تصویب کند، باید خیلی وقت پیش تصویب میشد. ما همیشه گفتهایم که معترض باید مرز خود را از اغتشاشگر جدا کند، اما ابزارهای قانونی، اجرایی و فیزیکیِ این جداسازی را در اختیار معترضان قرار ندادیم و این نقیصه به دشمن کمک کرد تا از فضا سوءاستفاده کند.
با وجود سوابق خانوادگی روشن رضا پهلوی مانند فساد مالی پدر و عدم صلاحیتهای اخلاقی، باز هم توسط بخشی از مردم حمایت میشوند، به نظر شما این حمایتها ناشی از چیست؟
علیانی: این که تصور کنیم این حوادث در حمایت از رضا پهلوی اتفاق افتاد صحیح نیست. آنچه که از سوی مردم شکل گرفت «تلاش برای تغییر» بود ولی پهلوی نمایندگی بخشی از این تلاش را ربود. دلیل این امر آن است که او با گروههای هیجانزده و در عین حال ناامیدی مواجه است که نیازمندند با یک تلاش کوچک، خودشان را قانع کنند که کاری بزرگ کردهاند. آنها با یک تلاش کوچک و خشن خود را راضی میکنند و خیال میکنند اینگونه میتوانند تحول ایجاد کنند و وضعیت را بهتر کنند. پهلوی هم میتواند نمایندگی این گروهها را برباید.
شیوه برخورد و اقدامات گروههای اغتشاشگر در این ناآرامیها، شباهتهای عجیبی به روشهای منافقین در دهه ۶۰ دارد. شما این تشابه را چگونه ارزیابی میکنید و فکر میکنید ریشه این رفتارها کجاست؟
علیانی: اول باید بدانیم در حوادث اخیر ما یک گروه معترض و یک گروه تروریست داریم. آنهایی که معترض بودند، حقشان بود و اعتراض کردن آنها هیچ اشکالی نداشت؛ اما آنهایی که آدم کشتند، تروریست بودند. وقتی کسی را سر میبرید یا کسی را زنده زنده در آتش میاندازید، دیگر واژه اغتشاش برای آن نرم و سبک است؛ این تروریسم محض است.
این تشابه رفتاری فقط بین فرقه رجوی و تروریستهای ۱۸ دی نیست. این یک مبنای مشترک دارد و آن خود تروریزم است. تروریزم یعنی اینکه شما سعی کنید با ترساندن، خبرسازی و چشمگیر شدن، خودتان را مؤثرتر و بزرگتر از آنچه هستید، نمایش دهید و ذهنها را به خود معطوف کنید و دیگران را از خود بترسانید. داعش همین کار را میکرد، فرقه رجوی در دهه شصت همین کار را میکرد و القاعده در دورهای که در قدرت بود و به آن توجه میشد، نیز همین روش را داشت؛ ماهیت تروریسم دقیقاً همین است. و بله، ما با یک عملیات تروریستی مواجه بودیم.
در این برهه حساس که رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی تمام تلاش خود را برای ضربه زدن به ایران به کار گرفتهاند، وظیفه ما به عنوان فرزندان این کشور چیست؟
علیانی: ما اصولاً برهه حساس کنونی نداریم. ما در منطقه، کشور و تاریخ حساسی هستیم؛ پس برهه حساسِ کنونی نداریم، چون دی ماه ۱۴۰۴ هرچند با اعتراضات به مسائل اقتصادی آغاز شد ولی به مرور این اعتراضات با رفتارهای رادیکال و همراه با خشونت ادامه یافت تا جایی که پنجشنبه ۱۸ ماه نقطه اوج این اتفاق شد؛ فراخوانی که هرچند صدها تن از مردم را به خیابان کشاند ولی با حضور هستههای تروریستی مسلح در میان مردم از مردم معترض بهعنوان پوششی برای شکلگیری جنگ مسلحانه شهری استفاده کرد که بیش از ۳۰۰۰ نفر از هموطنان ما را به کام مرگ کشانده و بزرگترین حادثه تروریستی تاریخ انقلاب اسلامی را رقم زد. در این میان، شناخت دقیق ابعاد این ماجرا و تفکیک خط معترض از تروریست، کلید درک صحیح از وقایع است.
کورش علیانی، نویسنده کتاب «متاستاز اسرائیل»، در این گفتوگو به تشریح زوایای مختلف این حوادث پرداخته و با نگاهی تحلیلی، شناخت مرز میان اعتراض و جنایتهای تروریستی در این تحولات را به تصویر میکشد.
نظرتان درباره اتفاقات و تحولاتی که در روزهای اخیر در کشور رخ داده، چیست چرا هر وقت صحبت از اعتراض به میان میآید، عدهای فوراً بازی را به سمت اغتشاش و آشوب میبرند و موضوع را منحرف میکنند؟
علیانی: من با این عنوان اغتشاش موافق نیستم. اول اعتراض بود که حق معترضان بود، و بعد چیز دیگری بروز کرد. آن اسمی که برخی از رسانهها برای این حوادث پیشنهاد کردند، بسیار دقیق بود؛ این اتفاق بعدی بزرگترین عملیات تروریستی پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب میشود. این وسط یک وضعیت بینابینی به نام اغتشاش نداشتیم. دشمنان در حال پیش بردن کار خودشان هستند و این که از گسلهای اجتماعی برای پیشبرد هدفهای خودشان استفاده کنند امر تازهای نیست، چرا که ماموریت وجودی آنها دشمنی با ماست. اما ما نیز باید به چشم یک منتقد به خود بنگریم و عملکرد خود را اصلاح کنیم. آنچه که مجلس شورای اسلامی درباره حق اعتراض و ایجاد بستر لازم برای اعتراض مسالمتآمیز اخیراً کلیات آن را تصویب کرد و قرار شد در جلسات هفته آینده جزئیاتش را بیشتر بررسی و تصویب کند، باید خیلی وقت پیش تصویب میشد. ما همیشه گفتهایم که معترض باید مرز خود را از اغتشاشگر جدا کند، اما ابزارهای قانونی، اجرایی و فیزیکیِ این جداسازی را در اختیار معترضان قرار ندادیم و این نقیصه به دشمن کمک کرد تا از فضا سوءاستفاده کند.
با وجود سوابق خانوادگی روشن رضا پهلوی مانند فساد مالی پدر و عدم صلاحیتهای اخلاقی، باز هم توسط بخشی از مردم حمایت میشوند، به نظر شما این حمایتها ناشی از چیست؟
علیانی: این که تصور کنیم این حوادث در حمایت از رضا پهلوی اتفاق افتاد صحیح نیست. آنچه که از سوی مردم شکل گرفت «تلاش برای تغییر» بود ولی پهلوی نمایندگی بخشی از این تلاش را ربود. دلیل این امر آن است که او با گروههای هیجانزده و در عین حال ناامیدی مواجه است که نیازمندند با یک تلاش کوچک، خودشان را قانع کنند که کاری بزرگ کردهاند. آنها با یک تلاش کوچک و خشن خود را راضی میکنند و خیال میکنند اینگونه میتوانند تحول ایجاد کنند و وضعیت را بهتر کنند. پهلوی هم میتواند نمایندگی این گروهها را برباید.
شیوه برخورد و اقدامات گروههای اغتشاشگر در این ناآرامیها، شباهتهای عجیبی به روشهای منافقین در دهه ۶۰ دارد. شما این تشابه را چگونه ارزیابی میکنید و فکر میکنید ریشه این رفتارها کجاست؟
علیانی: اول باید بدانیم در حوادث اخیر ما یک گروه معترض و یک گروه تروریست داریم. آنهایی که معترض بودند، حقشان بود و اعتراض کردن آنها هیچ اشکالی نداشت؛ اما آنهایی که آدم کشتند، تروریست بودند. وقتی کسی را سر میبرید یا کسی را زنده زنده در آتش میاندازید، دیگر واژه اغتشاش برای آن نرم و سبک است؛ این تروریسم محض است.
این تشابه رفتاری فقط بین فرقه رجوی و تروریستهای ۱۸ دی نیست. این یک مبنای مشترک دارد و آن خود تروریزم است. تروریزم یعنی اینکه شما سعی کنید با ترساندن، خبرسازی و چشمگیر شدن، خودتان را مؤثرتر و بزرگتر از آنچه هستید، نمایش دهید و ذهنها را به خود معطوف کنید و دیگران را از خود بترسانید. داعش همین کار را میکرد، فرقه رجوی در دهه شصت همین کار را میکرد و القاعده در دورهای که در قدرت بود و به آن توجه میشد، نیز همین روش را داشت؛ ماهیت تروریسم دقیقاً همین است. و بله، ما با یک عملیات تروریستی مواجه بودیم.
در این برهه حساس که رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی تمام تلاش خود را برای ضربه زدن به ایران به کار گرفتهاند، وظیفه ما به عنوان فرزندان این کشور چیست؟
علیانی: ما اصولاً برهه حساس کنونی نداریم. ما در منطقه، کشور و تاریخ حساسی هستیم؛ پس برهه حساسِ کنونی نداریم، چون دی ماه ۱۴۰۴ هرچند با اعتراضات به مسائل اقتصادی آغاز شد ولی به مرور این اعتراضات با رفتارهای رادیکال و همراه با خشونت ادامه یافت تا جایی که پنجشنبه ۱۸ ماه نقطه اوج این اتفاق شد؛ فراخوانی که هرچند صدها تن از مردم را به خیابان کشاند ولی با حضور هستههای تروریستی مسلح در میان مردم از مردم معترض بهعنوان پوششی برای شکلگیری جنگ مسلحانه شهری استفاده کرد که بیش از ۳۰۰۰ نفر از هموطنان ما را به کام مرگ کشانده و بزرگترین حادثه تروریستی تاریخ انقلاب اسلامی را رقم زد. در این میان، شناخت دقیق ابعاد این ماجرا و تفکیک خط معترض از تروریست، کلید درک صحیح از وقایع است.
کورش علیانی، نویسنده کتاب «متاستاز اسرائیل»، در این گفتوگو به تشریح زوایای مختلف این حوادث پرداخته و با نگاهی تحلیلی، شناخت مرز میان اعتراض و جنایتهای تروریستی در این تحولات را به تصویر میکشد.
نظرتان درباره اتفاقات و تحولاتی که در روزهای اخیر در کشور رخ داده، چیست چرا هر وقت صحبت از اعتراض به میان میآید، عدهای فوراً بازی را به سمت اغتشاش و آشوب میبرند و موضوع را منحرف میکنند؟
علیانی: من با این عنوان اغتشاش موافق نیستم. اول اعتراض بود که حق معترضان بود، و بعد چیز دیگری بروز کرد. آن اسمی که برخی از رسانهها برای این حوادث پیشنهاد کردند، بسیار دقیق بود؛ این اتفاق بعدی بزرگترین عملیات تروریستی پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب میشود. این وسط یک وضعیت بینابینی به نام اغتشاش نداشتیم. دشمنان در حال پیش بردن کار خودشان هستند و این که از گسلهای اجتماعی برای پیشبرد هدفهای خودشان استفاده کنند امر تازهای نیست، چرا که ماموریت وجودی آنها دشمنی با ماست. اما ما نیز باید به چشم یک منتقد به خود بنگریم و عملکرد خود را اصلاح کنیم. آنچه که مجلس شورای اسلامی درباره حق اعتراض و ایجاد بستر لازم برای اعتراض مسالمتآمیز اخیراً کلیات آن را تصویب کرد و قرار شد در جلسات هفته آینده جزئیاتش را بیشتر بررسی و تصویب کند، باید خیلی وقت پیش تصویب میشد. ما همیشه گفتهایم که معترض باید مرز خود را از اغتشاشگر جدا کند، اما ابزارهای قانونی، اجرایی و فیزیکیِ این جداسازی را در اختیار معترضان قرار ندادیم و این نقیصه به دشمن کمک کرد تا از فضا سوءاستفاده کند.
با وجود سوابق خانوادگی روشن رضا پهلوی مانند فساد مالی پدر و عدم صلاحیتهای اخلاقی، باز هم توسط بخشی از مردم حمایت میشوند، به نظر شما این حمایتها ناشی از چیست؟
علیانی: این که تصور کنیم این حوادث در حمایت از رضا پهلوی اتفاق افتاد صحیح نیست. آنچه که از سوی مردم شکل گرفت «تلاش برای تغییر» بود ولی پهلوی نمایندگی بخشی از این تلاش را ربود. دلیل این امر آن است که او با گروههای هیجانزده و در عین حال ناامیدی مواجه است که نیازمندند با یک تلاش کوچک، خودشان را قانع کنند که کاری بزرگ کردهاند. آنها با یک تلاش کوچک و خشن خود را راضی میکنند و خیال میکنند اینگونه میتوانند تحول ایجاد کنند و وضعیت را بهتر کنند. پهلوی هم میتواند نمایندگی این گروهها را برباید.
شیوه برخورد و اقدامات گروههای اغتشاشگر در این ناآرامیها، شباهتهای عجیبی به روشهای منافقین در دهه ۶۰ دارد. شما این تشابه را چگونه ارزیابی میکنید و فکر میکنید ریشه این رفتارها کجاست؟
علیانی: اول باید بدانیم در حوادث اخیر ما یک گروه معترض و یک گروه تروریست داریم. آنهایی که معترض بودند، حقشان بود و اعتراض کردن آنها هیچ اشکالی نداشت؛ اما آنهایی که آدم کشتند، تروریست بودند. وقتی کسی را سر میبرید یا کسی را زنده زنده در آتش میاندازید، دیگر واژه اغتشاش برای آن نرم و سبک است؛ این تروریسم محض است.
این تشابه رفتاری فقط بین فرقه رجوی و تروریستهای ۱۸ دی نیست. این یک مبنای مشترک دارد و آن خود تروریزم است. تروریزم یعنی اینکه شما سعی کنید با ترساندن، خبرسازی و چشمگیر شدن، خودتان را مؤثرتر و بزرگتر از آنچه هستید، نمایش دهید و ذهنها را به خود معطوف کنید و دیگران را از خود بترسانید. داعش همین کار را میکرد، فرقه رجوی در دهه شصت همین کار را میکرد و القاعده در دورهای که در قدرت بود و به آن توجه میشد، نیز همین روش را داشت؛ ماهیت تروریسم دقیقاً همین است. و بله، ما با یک عملیات تروریستی مواجه بودیم.
در این برهه حساس که رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی تمام تلاش خود را برای ضربه زدن به ایران به کار گرفتهاند، وظیفه ما به عنوان فرزندان این کشور چیست؟
علیانی: ما اصولاً برهه حساس کنونی نداریم. ما در منطقه، کشور و تاریخ حساسی هستیم؛ پس برهه حساسِ کنونی نداریم، چون همه برههها حساساند. در این زمان که بسیار حساس است و در این جغرافیا و در هر زمان و جغرافیای دیگری، وظیفه بسیار بزرگ هر انسانی تلاش برای بقای جمعی است. ما باید از جامعه و کشورمان به طور جدی حمایت کنیم و به بقای آن کمک کنیم. این وظیفه همیشگی است. حالا که دشمنان خشنتر، بیرحمتر و وحشیتری شدهاند، ما هم باید بیشتر و جدیتر تلاش کنیم.
منبع: روزنامه صبح نو
2026-01-20
T
T